نظرات: وبا
بهزاد:

بوی لورکا می آید
بوی تعهد و عمل
همان بوئی که من دوست دارم

شنبه، 2 آبانماه 1383، 0:12 صبح | octobre 23, 2004 12:12 AM
فائزه:

نثل ما چون تو چه كم دارد
روحم تازه شد
چقدر دلم ميخواست ميديدمتان
حرف براي گفتن بسيار است

یکشنبه، 26 مهرماه 1383، 11:47 صبح | octobre 17, 2004 11:47 AM
زن آبی:

می دانم در دنیای واقعی چطوری اما در دنیای مجازی که سهروندی جدی ، کوشا و بی ادعا هستی ...

دوشنبه، 13 مهرماه 1383، 2:45 صبح | octobre 4, 2004 02:45 AM
امیر:

سلام نازنین!‌خیلی وقت است می آیم این جا! بیشتر از خود تو!! می دانم...می دانم..سرت شلوغ است و .... اما بیا جلو در گوشت چیزی بگویم! :‌بهانه نیاور!! بنویس!! کشتی این دل ما را!! ...شاد زی.

یکشنبه، 12 مهرماه 1383، 2:22 صبح | octobre 3, 2004 02:22 AM
ابراهیم & نجمه:

سلام دوست عزيزم..خيلی عالی بود...خوشحالم که با صفحه ی جالبتون آشنا شدم. پيش ما هم بيای خوشحال ميشيم.

شنبه، 11 مهرماه 1383، 8:11 بعدازظهر | octobre 2, 2004 08:11 PM
adel:

:)

جمعه، 10 مهرماه 1383، 0:56 بعدازظهر | octobre 1, 2004 12:56 PM
رهای آبی:

سياست که به پيکر شعر هنرمندانه تزريق شده...

پنجشنبه، 9 مهرماه 1383، 9:51 بعدازظهر | septembre 30, 2004 09:51 PM
azin:

ز ی ب ا
بالاخره آپدیتید. :)

پنجشنبه، 9 مهرماه 1383، 6:56 بعدازظهر | septembre 30, 2004 06:56 PM
چیزی میان 2 فریم:

و چشمهایمان را نیز میبندند !!

پنجشنبه، 9 مهرماه 1383، 2:57 بعدازظهر | septembre 30, 2004 02:57 PM
j:

تو هم نيامدی.مهم نيست تنها می روم.تنها روی ماسه ها خواهم رفت.تنهای تنهای تنها

چهارشنبه، 8 مهرماه 1383، 4:13 بعدازظهر | septembre 29, 2004 04:13 PM
j:

تو هم نيامدی.مهم نيست تنها می روم.تنها روی ماسه ها خواهم رفت.تنهای تنهای تنها

چهارشنبه، 8 مهرماه 1383، 4:12 بعدازظهر | septembre 29, 2004 04:12 PM
aseman:

همه چيز آماده است
وسايلتان را جمع کنيد
اندکی بعد قايم مقامی در شهر نمانده است
شايد به جز اندکی هنوز هم در جرگهء
انسان مانده
کودک اشک ميريزد
مادر تنها مانده!
و خدا هر چند تلخ لبخند ميزند
هيچ کس پيروز نشد...

چهارشنبه، 8 مهرماه 1383، 3:57 بعدازظهر | septembre 29, 2004 03:57 PM
mahdi:

مثل هميشه کنايه اميز.خوشحالم که برگشتی.:)

چهارشنبه، 8 مهرماه 1383، 2:19 بعدازظهر | septembre 29, 2004 02:19 PM