نظرات: همیشه هیچ وقت نبودم
محمد شرکتی:

زیباست

دوشنبه، 26 اردیبهشتماه 1384، 1:53 بعدازظهر | mai 16, 2005 01:53 PM
مصطفي حاتمي:

روزها خسته از شمار ثانيه ها
شب ها در انتظار صبحي ديگر
دقايق يكي پس از ديگري از هم سبقت مي گيرند
بدون آنكه متوجه شويم قناري مي خواند

------- در اين كوچه بازار تنهايي و غربت مكاني يافتم كه در قلبم ريشه داشت
ساراجان ... اين مكان همين وبلاگ توست
برات دعا ميكنم كه موفق تر باشي
... دوستان خيلي بهت لطف دارن...البته شما هم لياقتشو داري
از احساسات لطيفت ممنون

جمعه، 23 اردیبهشتماه 1384، 7:22 صبح | mai 13, 2005 07:22 AM
واله شیدا:

سلام سارا بانو! اميد وارم خوب باشی:

نميدونم کدوم کار ديوانگيهُ شعر گفتن يا عاشق بودن؟ فرق چندانی هم نميکنهُ چون در هر صورت آخرين روزهای ديوانکيم را ميگذرونم! راستش تصميمم اينه! نميدونم ميتونم اجراش کنم يا نه! برام دعا کن!

هميشه شاد ياشيُ عاشق باشيُ و کامروا باشی!

چهارشنبه، 14 اردیبهشتماه 1384، 7:00 بعدازظهر | mai 4, 2005 07:00 PM
سارا محمدی:

دست شما درد نکند...
لطف می کنید که برایم شعر می نویسید...
در این روزها این کار دیوانگی است ...
دیوانه باش!

چهارشنبه، 14 اردیبهشتماه 1384، 0:26 بعدازظهر | mai 4, 2005 12:26 PM
واله شیدا:

سلام سارای عزيز:

باز هم البته ربطی به شعر زيبای تو ندارهُ اما دوست داشتم تو اولين کسی باشی که تازخ ترين کارم رو ميخونهُ تقديم به توُ اگر عاشق باشی:

سلام خاتون! . . .
آهسته می گویم
آنچه را که فریاد هم زدم، و نشنیدی!
. . . درد نداشتن تو را!

از بس مدارا کرده ام نداشتنت را
از بس گیج مانده ام
که هستی
یا نیستی!
خیال بودنت هم
به خستگی نشسته است!

بانو!
یا بیا!
یا برو!
که دیگر طاقت خیال خستگی را هم،
ندارم!

دوشنبه، 12 اردیبهشتماه 1384، 8:35 بعدازظهر | mai 2, 2005 08:35 PM
امیر عندلیب:

و خدا هست

او ذره ای از خویش را در ما گذاشت

روزی به سوی او برمیگردیم

و چه زیباست سوار بر رنگین کمان عشق

این بازگشت

یکشنبه، 11 اردیبهشتماه 1384، 1:10 صبح | mai 1, 2005 01:10 AM
علی:

آموزش رنگ بود؟

جمعه، 9 اردیبهشتماه 1384، 1:45 صبح | avril 29, 2005 01:45 AM
میثم ریاحی:

سلام دوست عزیز...زیبا بود..احساسات خوبی دارید...یا علی مدد...

جمعه، 2 اردیبهشتماه 1384، 11:58 صبح | avril 22, 2005 11:58 AM
سعا:

سلام!
نازنین !
عاشقانه است و زیبا !
قدم رنجه کن !
: گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم ...

جمعه، 2 اردیبهشتماه 1384، 8:12 صبح | avril 22, 2005 08:12 AM
مهدی:

بدا به حال زمانه ای که شاعر ندارد
http://opmdream.blogspot.com/2005/04/blog-post_22.html

جمعه، 2 اردیبهشتماه 1384، 2:03 صبح | avril 22, 2005 02:03 AM
narges:

هماهنگی عکس با شعر بسيار قشنگه.

پنجشنبه، 1 اردیبهشتماه 1384، 11:18 بعدازظهر | avril 21, 2005 11:18 PM
سبز و سفيد و خط خطي:

خوابیدی
فراموش کردی
نم نمک باريدی
باريدی
و باز هم باريدی
...
وجود سبزت
حجم سفيد آسمان ام را
خط خطی کرد
من را هم از آن دست که :
سبزم
سفیدم و
خط خطی

پنجشنبه، 1 اردیبهشتماه 1384، 0:27 بعدازظهر | avril 21, 2005 12:27 PM
سبز و سفيد و خط خطي:

سارا جان تبريک ،
اين شعر زيباترين ِ امسال ات بود .
البته تا امروز !
...
با اين شعر :
بنفش
نیلی
آبی
سبز
زرد
نارنجی
قرمز
و بارانی تر شدم .

پنجشنبه، 1 اردیبهشتماه 1384، 0:14 بعدازظهر | avril 21, 2005 12:14 PM
سبز و سفيد و خط خطي:

نردبان ام را هول ندادم
اما نيست !
- بهانه ای برای جاودانه شدن -
...

پنجشنبه، 1 اردیبهشتماه 1384، 0:07 بعدازظهر | avril 21, 2005 12:07 PM
پرنده:

سلام به شاعر دوست داشتنی و لبريز از حس و واژه و سوژه های نو.هر چند که شما طرفای ما نميای اما من .......

.... اما او
با من نيست
علت چيست؟

چهارشنبه، 31 فروردینماه 1384، 4:56 بعدازظهر | avril 20, 2005 04:56 PM
Diba:

روی ابرها می خوابی
فراموش می شوی!
فراموش می کنی!
و همان جا نم نمک می باری
نم نمک...
می باری!

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 9:43 بعدازظهر | avril 19, 2005 09:43 PM
آسمان:

روی ابرها می خوابی
فراموش می شوی!
فراموش می کنی!
و همان جا نم نمک می باری

اما مواظب باش!
ابرهای آرزو بی استحکامند!
آسمانی باشی مهربانم!

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 8:04 بعدازظهر | avril 19, 2005 08:04 PM
mohammad:

سارای عزيز ممنون برای استفاده از عکس...
قابل تو رو هم نداره...
آهنگ زیبایی هم بود اما نمی دونم چرا اینقدر کوتاه..؟
از کی بود که یه آهنگ اینجوری نشنیده بودم و یه رنگین کمون اینجوری هم توی تهران ندیده بودم....!

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 4:52 بعدازظهر | avril 19, 2005 04:52 PM
هزار حرف نگفته:

در رنگین کمان آروز
عشق من چه رنگی است ؟

با مهر
علی

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 1:53 بعدازظهر | avril 19, 2005 01:53 PM
فواد:

آری باران را که میخواستم البته یک زمانی!

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 11:29 صبح | avril 19, 2005 11:29 AM
sahar:

سارا جان بازم سلام !!!! مثل هميشه عالی بود...

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 11:12 صبح | avril 19, 2005 11:12 AM
مهدی:

به کسی چه من یکی ،اهل خراب آبادم.

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 1:17 صبح | avril 19, 2005 01:17 AM
elham:

نردبان را می شمارم...

سه شنبه، 30 فروردینماه 1384، 0:53 صبح | avril 19, 2005 12:53 AM